لغت نامه دهخدا
( آب راه ) آب راه. ( اِ مرکب ) رهگذر آب.مجرای آب. نهر. جوی. آب راهه. راه آب. آوره. فرخور.
( آب راه ) آب راه. ( اِ مرکب ) رهگذر آب.مجرای آب. نهر. جوی. آب راهه. راه آب. آوره. فرخور.
( آبراه ) ( اسم ) راهگذر آب مجرای آب گذرگاه آب راه آب.
( آب راه ) نهر راه آب
آبراه. رجوع شود به:کانال
گذرگاه آب، مسیل، کانال آب.
💡 در مسیر این آبراه یاما-زاکورا به فراوانی کاشت شدهاست و از دوره ادو تا قبل از جنگ این مسیر با عنوان ساکورای کوگانی مشهور بوده و مورد بازدید بسیاری از مردم در فصل بهار بودهاست.
💡 برای مصریها نام سوئز از سال ۱۹۵۶ مترادف غرور ملی بوده. در آن سال جمال عبدالناصر کانال را از بریتانیاییها و فرانسویها گرفت. اقدامی که حملهٔ این دو کشور و پس از آنها اسرائیل را در پی داشت. در جنگهای اعراب و اسرائیل در ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ هم این آبراه نقشی اساسی داشت.
💡 پس پیامرسان به سوی رییس شهر جنوبی روانه شد تا به او بگوید که: شاه آپوپی-رع به تو پیام رسانده و میگوید بیا و اسبان آبی موجود در آبراهههای کشور را در برکهها شکار کن، همانهایی را که خواب را از چشمان من ربودهاند، شب و روز...
💡 نهر گرگر آبراهی ساختگی از رود کارون است که در دوره هخامنشیان تا دوره ساسانیان حفر شده و در شمال شهر شوشتر توسط بند میزان از رود کارون جدا میشود و راه جنوب را در پیش میگیرد. این نهر با شماره ۱۷۵۹۹ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدهاست.
💡 آبراه، روستایی در دهستان دنبالهرود شمالی بخش مرکزی شهرستان دزپارت در استان خوزستان ایران است.