آب سکندر

لغت نامه دهخدا

( آب سکندر ) آب سکندر. [ ب ِ س ِ ک َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آب زندگی.

فرهنگ معین

( آب سکندر ) (بِ س ِ کَ دَ )(اِمر. ) نک آب حیات.

فرهنگ فارسی

( آب سکندر ) آب زندگی

ویکی واژه

نک آب حیات.

جمله سازی با آب سکندر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با آن ملاحتت که سرشته اند در نهاد شیرنی و جان فزاتر از آب سکندری

💡 بخشید حیات تن اگر آب سکندر دل زندگی از چشمهٔ حیوان تو یابند

💡 عزم تو بر آب ریخت آب سکندر حزم تو بر باد داد خاک ارسطو

💡 چند عمر اندر پی آب سکندر بگذرد بگذر از ظلمات تن تا آبت از سر بگذرد