wormfly
🌐 کرمپشه
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 نوعی طعمه مصنوعی که روی قلاب دوتایی قرار گرفته و خارهای آن یکی بالای دیگری و پشت به پشت قرار گرفتهاند
جمله سازی با wormfly
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The tackle box holds a wormfly for murky water and luck.
جعبه لوازم ماهیگیری یک کرمپشه را برای آبهای تیره و شانس نگه میدارد.
💡 Fisherfolk tied a wormfly pattern to tempt stubborn trout.
ماهیگیران برای وسوسه کردن قزلآلای لجباز، الگوی کرمپشه را به قلاب بستند.
💡 A wormfly hovered near the bank where mayflies danced.
یک کرمپشه نزدیک کناره رودخانه، جایی که مگسهای یک روزه میرقصیدند، پرسه میزد.