wifey

🌐 همسر

خودمانی: «زنم»، «خانومم»؛ واژه‌ای محبت‌آمیز/شوخی‌آمیز برای خطاب یا اشاره به همسر.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 کلمه غیررسمی برای همسر

جمله سازی با wifey

💡 Now, wifey Jennifer Lopez is boasting about his parenting skills.

حالا، همسرش جنیفر لوپز به مهارت‌های فرزندپروری او افتخار می‌کند.

💡 Now, wifey Jennifer Lopez is boasting about his parenting skills.

حالا، همسرش جنیفر لوپز به مهارت‌های فرزندپروری او افتخار می‌کند.

💡 Sage takes a bath and relaxes on the couch with my wifey, Devon.

سیج حمام می‌کند و با همسرم، دوون، روی مبل لم می‌دهد.

💡 Is Savannah James doing too much by not wanting to be called wifey?

آیا ساوانا جیمز با اینکه نمی‌خواهد همسرش خطاب شود، زیاده‌روی می‌کند؟

💡 My wifey my best friend and the mother of my beautiful daughter.

همسرم، بهترین دوستم و مادر دختر زیبای من.