water snail
🌐 حلزون آبی
اسم (noun)
📌 پیچ ارشمیدس.
جمله سازی با water snail
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Of two kinds of water snail found in the Thames, and among the commonest molluscs, one is a vegetable feeder.
از دو نوع حلزون آبی که در رودخانه تیمز یافت میشوند و جزو رایجترین نرمتنان هستند، یکی از آنها از سبزیجات تغذیه میکند.
💡 A water snail grazed algae from the glass with slow, deliberate mouthparts.
یک حلزون آبی با قطعات دهانی آهسته و سنجیده جلبکها را از روی شیشه میچراند.
💡 It is nothing but the cast off shell of a water snail.
این چیزی نیست جز پوستهی دور ریخته شدهی یک حلزون آبی.
💡 The pond’s balance improved after a water snail population boom.
تعادل برکه پس از افزایش جمعیت حلزونهای آبی بهبود یافت.
💡 We found a water snail egg cluster tucked beneath a floating leaf.
ما یک خوشه تخم حلزون آبی پیدا کردیم که زیر یک برگ شناور پنهان شده بود.
💡 It was just what it seemed to be, the shell of a water snail.
دقیقاً همان چیزی بود که به نظر میرسید، پوستهی یک حلزون آبی.