اسم (noun)
📌 فرکانس انتقال تصویر تلویزیونی
📌 هر یک از فرکانسهای موجود در خروجی یک دوربین تلویزیونی، از تقریباً ۰ تا بیش از ۴ مگاهرتز.
📌 هر فرکانسی که برای نمایش تصویر به لامپ تصویر گیرنده اعمال میشود.
🌐 فرکانس ویدیویی
📌 فرکانس انتقال تصویر تلویزیونی
📌 هر یک از فرکانسهای موجود در خروجی یک دوربین تلویزیونی، از تقریباً ۰ تا بیش از ۴ مگاهرتز.
📌 هر فرکانسی که برای نمایش تصویر به لامپ تصویر گیرنده اعمال میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Engineers shielded the video frequency lines to keep interference from humming.
مهندسان خطوط فرکانس ویدیویی را شیلد کردند تا از تداخل نویز جلوگیری شود.
💡 At baseband video frequency, small reflections become big headaches.
در فرکانس ویدیویی باند پایه، انعکاسهای کوچک به دردسرهای بزرگی تبدیل میشوند.
💡 A scope showed clean sync at video frequency after we swapped a cable.
بعد از تعویض کابل، اسیلوسکوپ همگامسازی تمیزی را در فرکانس ویدیویی نشان داد.