versicolour

🌐 رنگارنگ

همان versicolor (املاي بریتانیایی)؛ چندرنگ، رنگارنگ.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 با رنگ‌های متغیر یا متنوع

جمله سازی با versicolour

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The artist favored a versicolour palette that refused to settle on one mood.

این هنرمند به پالت رنگی متنوعی علاقه داشت که به یک حال و هوا محدود نمی‌شد.

💡 The catalog described the stone as versicolour, veined with pinks, greens, and smoke.

کاتالوگ، این سنگ را به عنوان سنگ رنگارنگ، با رگه‌هایی از رنگ‌های صورتی، سبز و دودی توصیف کرده بود.

کلمات مرتبط