unchanging

🌐 تغییرناپذیر

ثابت، دائماً یک‌شکل؛ مثلاً محبتِ unchanging، یا آسمان unchanging در توصیف ادبی.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 یکسان ماندن؛ ثابت ماندن

جمله سازی با unchanging

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The basis is unchanging: seven nights, seven principles, seven symbols.

اساس تغییرناپذیر است: هفت شب، هفت اصل، هفت نماد.

💡 The lighthouse offered an unchanging point of reference in rough seas.

فانوس دریایی در دریاهای متلاطم، نقطه مرجعی تغییرناپذیر بود.

💡 She found comfort in the unchanging rhythm of morning tea.

او در ریتم تغییرناپذیر چای صبحگاهی آرامش پیدا می‌کرد.

💡 The unchanging routines of the characters also make the world feel sterile.

روال‌های تغییرناپذیر شخصیت‌ها نیز باعث می‌شود دنیا بی‌روح به نظر برسد.

💡 We photographed the glacier to show it is not, in fact, unchanging.

ما از یخچال طبیعی عکس گرفتیم تا نشان دهیم که در واقع، بدون تغییر نیست.

💡 Scientists have long assumed that dark energy is a constant, unchanging entity.

دانشمندان مدت‌هاست فرض می‌کنند که انرژی تاریک یک موجودیت ثابت و تغییرناپذیر است.