two-tooth
🌐 دو دندان
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 گوسفندی بین یک تا دو سال با دو دندان پیشین دائمی
جمله سازی با two-tooth
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 two tooth: On the farm, a two tooth ewe is just hitting productive maturity and usually handles lambing well.
دو دندان: در مزرعه، یک میش دو دندان تازه به بلوغ تولیدی رسیده است و معمولاً بره زایی را به خوبی انجام میدهد.
💡 The breeder kept meticulous records to track how each two tooth performed during the season.
پرورشدهنده سوابق دقیقی را برای پیگیری عملکرد هر دو دندان در طول فصل نگهداری میکرد.