troubleproof
🌐 مقاوم در برابر مشکل
صفت (adjective)
📌 به راحتی مختل، ناتوان، آسیبدیده یا از کار افتاده نشود.
جمله سازی با troubleproof
💡 No system is troubleproof, but good logs make fixes fast.
هیچ سیستمی بدون مشکل نیست، اما گزارشهای خوب، رفع مشکلات را سریع انجام میدهند.
💡 We tried to design a troubleproof handoff with checklists and alerts.
ما سعی کردیم یک تحویل بدون دردسر با چک لیستها و هشدارها طراحی کنیم.
💡 A troubleproof plan includes clear ownership at each step.
یک طرح بدون مشکل شامل مالکیت واضح در هر مرحله است.