tritiate
🌐 تری تیات
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 (tr) جایگزین کردن اتمهای هیدروژن معمولی در (یک ترکیب) با اتمهای تریتیوم
جمله سازی با tritiate
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The protocol explains how to tritiate nucleosides without degrading sensitive bases.
این پروتکل توضیح میدهد که چگونه نوکلئوزیدها را بدون تخریب بازهای حساس، تریتیومدار کنیم.
💡 To track metabolic pathways, the lab chose to tritiate the fatty acid precursor.
برای ردیابی مسیرهای متابولیکی، آزمایشگاه تصمیم گرفت پیشساز اسید چرب را تریتیوم کند.
💡 We must tritiate the compound carefully, then verify incorporation by scintillation counting.
ما باید ترکیب را با دقت تریتیوم کنیم، سپس با شمارش سوسوزن، ورود آن را تأیید کنیم.