teach

🌐 آموزش دادن

آموزش دادن؛ منتقل کردن دانش، مهارت یا رفتار به دیگران از طریق توضیح، نشان دادن، تمرین و راهنمایی.

فعل (با مفعول استفاده می‌شود) (verb (used with object))

📌 دانش یا مهارتی را منتقل کردن؛ آموزش دادن

📌 دانش یا مهارتی را به کسی منتقل کردن؛ به کسی دستور دادن

فعل (بدون مفعول استفاده می‌شود) (verb (used without object))

📌 دانش یا مهارتی را منتقل کردن؛ آموزش دادن

اسم (noun)

📌 غیررسمی، معلم.

جمله سازی با teach

💡 He treasures old tools because they teach patience, maintenance, and better grip techniques.

او ابزارهای قدیمی را گرامی می‌دارد زیرا آنها صبر، نگهداری و تکنیک‌های بهتر گرفتن اشیا را به او می‌آموزند.

💡 Parents sometimes hire tutors; the best ones also teach confidence and calendars.

والدین گاهی اوقات معلم خصوصی استخدام می‌کنند؛ بهترین آنها اعتماد به نفس و تقویم‌ها را نیز آموزش می‌دهند.

💡 Theater games teach improviˈsation as a shared trust.

بازی‌های تئاتری، بداهه‌پردازی را به عنوان یک اعتماد مشترک آموزش می‌دهند.

💡 The experience taught us that money doesn't mean everything.

این تجربه به ما آموخت که پول همه چیز نیست.

💡 The museum’s systemaˌtism showed in labels that actually teach.

نظام‌مندی موزه در برچسب‌هایی که واقعاً آموزنده هستند، خود را نشان می‌دهد.

💡 Her injury will teach her not to be so careless with a knife.

آسیب دیدگی او به او یاد خواهد داد که با چاقو اینقدر بی احتیاط نباشد.

جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز