psychognosis

🌐 روان‌شناخت

روان‌شناسی بالینیِ فردی / شناخت روان؛ ارزیابی و شناخت وضعیت ذهنی و شخصیت فرد، معمولاً در زمینه‌ی تشخیص بالینی.

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 استفاده از هیپنوتیزم برای مطالعه پدیده‌های ذهنی

📌 مطالعه شخصیت از طریق مشاهده علائم ظاهری بدن

جمله سازی با psychognosis

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 In a historical methods class, students practiced psychognosis by writing careful behavioral notes without labels.

در یک کلاس روش‌های تاریخی، دانش‌آموزان با نوشتن یادداشت‌های رفتاری دقیق و بدون برچسب، روان‌شناخت را تمرین کردند.

💡 The older term psychognosis referred to assessing a person’s mental functions, a precursor to today’s structured evaluations.

اصطلاح قدیمی‌تر روان‌شناخت (psychognosis) به ارزیابی کارکردهای ذهنی فرد اشاره داشت که پیش درآمدی بر ارزیابی‌های ساختاریافته امروزی است.

💡 Archivists found training manuals on psychognosis that mixed keen observation with outdated assumptions.

بایگان‌ها کتابچه‌های آموزشی در مورد روان‌شناخت پیدا کردند که مشاهدات دقیق را با فرضیات منسوخ‌شده ترکیب می‌کرد.