Overcoat, The
🌐 پالتو،
اسم (noun)
📌 داستان کوتاهی (۱۸۴۲) از گوگول.
جمله سازی با Overcoat, The
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 It made for a creative catwalk show trumpeting genderless fashion and featured unisex wardrobe staples, such as “the overcoat, the caban, the cape.”
این برنامه به یک نمایش مد خلاقانه تبدیل شد که مد بدون جنسیت را در بوق و کرنا میکرد و لباسهای اصلی یونیسکس، مانند «اورکت، کابان، شنل» را به نمایش میگذاشت.
💡 Transitioning into ready-to-wear, Armani made the overcoat the statement piece of the season, with the focus on texture.
آرمانی با گذار به لباسهای آماده، پالتو را با تمرکز بر بافت، به قطعه شاخص فصل تبدیل کرد.
💡 Because the man in the black overcoat - the man, in effect, selling American pizza - is Mikhail Gorbachev, the last leader of the Soviet Union.
چون مردی که پالتوی مشکی پوشیده - در واقع، همان مردی که پیتزای آمریکایی میفروشد - میخائیل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی است.