inby
🌐 اینبی
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 به داخل خانه یا اتاق داخلی؛ داخل؛ درون
📌 گویش، به سمت یا نزدیک خانه
📌 گویش، واقع در نزدیکی یا نزدیکترین نقطه به خانه
جمله سازی با inby
💡 Orion’s first manned flight is scheduled to take place inby 2023.
قرار است اولین پرواز سرنشیندار اوریون تا سال ۲۰۲۳ انجام شود.
💡 An inby refuge chamber can save lives when ventilation fails unexpectedly.
یک محفظه پناهگاه داخلی میتواند در مواقعی که تهویه به طور غیرمنتظرهای از کار میافتد، جان افراد را نجات دهد.
💡 Crews moved equipment inby before setting roof supports.
خدمه قبل از نصب تکیهگاههای سقف، تجهیزات را به داخل منتقل کردند.