farmwoman
🌐 زن کشاورز
اسم (noun)
📌 زنی که مزرعهای را اداره میکند یا زمینی را کشت میکند.
📌 زنی که در مزرعه زندگی میکند.
جمله سازی با farmwoman
💡 As a farmwoman, she juggled childcare and marketing, delivering CSA boxes before sunrise.
او به عنوان یک زن کشاورز، همزمان مراقبت از کودکان و بازاریابی را انجام میداد و جعبههای CSA را قبل از طلوع آفتاب تحویل میداد.
💡 A seasoned farmwoman taught grafting techniques, sharing stories about late frosts and miraculous recoveries.
یک زن کشاورز باتجربه تکنیکهای پیوند زدن را آموزش میداد و داستانهایی درباره یخبندانهای دیررس و بهبود معجزهآسا تعریف میکرد.
💡 The documentary followed a resilient farmwoman balancing books, mending fences, and negotiating seed purchases with unflappable calm.
این مستند، زن کشاورزِ مقاومی را دنبال میکرد که با آرامشی وصفناپذیر، حساب و کتابها را مرتب میکرد، نردهها را تعمیر میکرد و در مورد خرید بذر مذاکره میکرد.
💡 The simple farmwoman had started him off on a new train of thought.
آن زن کشاورز ساده، رشته افکار جدیدی را در ذهن او روشن کرده بود.