decongestive
🌐 ضد احتقان
صفت (adjective)
📌 تسکین یا تلاش برای تسکین احتقان.
جمله سازی با decongestive
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A decongestive protocol sometimes restores sleep, because swollen legs and midnight breathlessness finally relent.
گاهی اوقات یک پروتکل ضد احتقان خواب را بازیابی میکند، زیرا تورم پاها و تنگی نفس نیمهشب بالاخره فروکش میکند.
💡 The cardiologist prescribed a decongestive regimen, combining diuretics with diet changes that reduced breathlessness dramatically.
متخصص قلب یک رژیم ضد احتقان تجویز کرد که شامل ترکیب داروهای ادرارآور با تغییرات رژیم غذایی بود و تنگی نفس را به طرز چشمگیری کاهش داد.
💡 Nurses monitored urine output during decongestive therapy, adjusting doses with caution and steady reassurance.
پرستاران در طول درمان ضد احتقان، میزان ادرار را کنترل میکردند و دوزها را با احتیاط و اطمینان خاطر مداوم تنظیم میکردند.