اسم (noun)
📌 دوره آموزشی ارائه شده توسط یک مدرسه مکاتبهای.
🌐 دوره مکاتبات
📌 دوره آموزشی ارائه شده توسط یک مدرسه مکاتبهای.
💡 After taking a correspondence course in bookkeeping and accounting, she took over the books for the family enterprise.
پس از گذراندن یک دوره مکاتبهای در زمینه حسابداری و دفترداری، او مسئولیت دفترداری شرکت خانوادگی را بر عهده گرفت.
💡 Hadley’s Braille correspondence course taught a new Braille letter every two weeks.
دوره مکاتبه ای بریل هادلی هر دو هفته یک بار یک حرف جدید بریل را آموزش می داد.
💡 That must have been one hell of a correspondence course.
حتماً دوره مکاتبهای فوقالعادهای بوده است.
💡 That must have been one hell of a correspondence course.
حتماً دوره مکاتبهای فوقالعادهای بوده است.
💡 She took a correspondence course in world religions.
او یک دوره مکاتبهای در ادیان جهان گذراند.