cerebric
🌐 مغزی
مربوط به مغز؛ در متون قدیمی پزشکی برای توصیف مادهها یا اسیدهای استخراجشده از بافت مغز هم بهکار رفته است (مثل cerebric acid).
صفت (adjective)
📌 مربوط به مغز یا مشتق شده از مغز
جمله سازی با cerebric
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 They flutter in unbelievable clusters, wheel in untranslatable formations through the cerebric wasteland that is the aged mind of Oliver Symmes.
آنها در دستههای باورنکردنی بال میزنند، در قالبهای غیرقابل ترجمه در بیابان مغزی که ذهن سالخوردهی الیور سیمز است، میچرخند.