دیکشنری کاربران - صفحه 155
- دست کسی در کار بودن
- جانوری با زهر کشنده
- ایا تو او را میشناسی
- برنامه خورد و خوراک
- م یدهند تا افشا کنند
- شهری در ایالت کانزاس
- در صومعه خدمت می کند
- اشاره به شخص نامعلوم
- ازارسخت کردن بر میان
- منافذ پوستی را گویند
- از روشهای عصاره گیره
- شورش غریب شاه گیلانی
- از پرندگان حلال گوشت
- سرپرست یک موسسه دینی
- سر کسی بازی در آوردن
- رفیق و متفق الرای
- رشته باریک و بلند
- دست یافتن به چیزی
- دست بر قفا پیچیدن
- پرنده ای در ایران
- دست به تیغ زبان کردن
- به روز کسی افتادن
- در ساحل ایستادن کشتی
- موی انسان یا حیوان
- شهری در نیکاراگوئه
- شاعر حدیقه الحقیقه
- سوهان کارد تیز کنی
- بازیگر خانم مواجهه
- کنایه از آدم ترشرو
- کتاب سرخ سرحد غربی
- جدا کمتره حق از باطل
- شهر مجسمه شیر سنگی
- شهر زادگاه ارشمیدس
- تلسکوپی در مدار زمین
- در تضاد بودن با هم
- در این دور و زمانه
- خود را به کسی بستن
- حومه دیدنی اسفراین
- به مثابه چیزی بودن
- بر دو بخش پذیر است
- بازیگر خانم قند تلخ
- استاد موسیقی آلمانی
- اثری از استیفن گرین
- هولدن وی زد کومودور
- ولی الله نانواکناری
- وزن بار ناخالص واگن
- نوعی پارچه ریز بافت
- برنده پایان بازی نفت
- مجموعه ای از یک چیز
- ماریا یوریچ زاکورکا
- شورشهای ۱۹۸۵ گجرات
- زبان به دهان نگرفتن
- ذغال سنگ نیمه مرغوب
- دوز و کلک سوار کردن
- در پوست خود نگنجیدن
- ای جان جان بی من مرو
- پیست اسکی تاریک دره
- پاپی شدن کسی به کسی
- اولین بخش روده کوچک
- اسم خواهر حضرت یوسف