افة
🌐 ضایعه
اسم (noun)
📌 بلا و مصیبت
📌 آفت
📌 ضایعه
📌 سوختگی
📌 طاعون
📌 شانکر
📌 اپیدمی
📌 شر
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بلای جان
جمله سازی با افة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حذّر الطبيبُ من افة ٍ منتشرةٍ في بعضِ المناطقِ وتحتاجُ إلى علاجٍ سريعٍ.
این پزشک درباره شیوع یک بیماری در برخی مناطق که نیاز به درمان فوری دارد، هشدار داد.
💡 ثخ ؤضز ٚبنب م ته٥خ: ؤ لخ تط ٣ي ٝكنٕ الخلي ا ا ا ا ا ا ا افة املهدي.
ثذ ٚبنب مه 5خ: كَخ تَقْتَعِ 3ي ٝكَنْ كَأَلِعِ كَانَ كَأَ كَأَ كَافَةِ الِِأَافَةِ ِالمهدی.
💡 تعاني المدينةُ من افة ٍ اجتماعيةٍ تؤثرُ في سلوكِ الشبابِ ومستقبلِهم.
این شهر از یک آفت اجتماعی رنج می برد که بر رفتار و آینده جوانان تأثیر می گذارد.
💡 ظهرتْ افة ٌ خطيرةٌ في المحصولِ هذا العامِ وأقلقتِ المزارعينَ كثيرًا.
امسال آفت خطرناکی در محصول ظاهر شد و کشاورزان را به شدت نگران کرد.