اعماقي
🌐 اعماق من
یعنی «اعماقِ من» یا «ژرفاهای من». این واژه بسیار شبیه «اعماق من» است و در زبان عربی، با اضافه شدن یای نسبت / مالکیت به معنای تعلق عمقها به گوینده درمیآید.
قید (adverb)
📌 در اعماق وجود
📌 عمیقاً
📌 در اعماق
دیکشنری عربی به فارسی
📌 قلب من
جمله سازی با اعماقي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أشعر أن اعماقي لا تهدأ إلا عندما أبتعد قليلًا عن الضوضاء.
احساس میکنم درونم فقط وقتی آرامش پیدا میکند که برای مدتی کوتاه از سر و صدا دور شوم.
💡 في اعماقي، أدركت أن بعض القرارات تحتاج إلى شجاعة لا إلى تردد.
در اعماق وجودم دریافتم که بعضی از تصمیمها به شجاعت نیاز دارند، نه تردید.
💡 جورج النيويوركي وجورج تشاتسون لكن في اعماقي بالداخل
جورج نیویورکی و جورج چتسون، اما در اعماق وجودم
💡 هناك جزء في اعماقي يرفض الاستسلام مهما اشتدت الصعوبات.
یه قسمتی تو اعماق وجودم هست که هر چقدر هم اوضاع سخت بشه، تسلیم نمیشه.