ينقل
🌐 نقل و انتقالات
دیکشنری عربی به فارسی
📌 رساندن
📌 انتقال
📌 انتقال دادن
📌 حمل و نقل
📌 حمل کردن
📌 در حال حرکت
جمله سازی با ينقل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من باب المساعدة، عرضَ الجارُ أن ينقل الأثاث معنا.
همسایه به عنوان کمک، پیشنهاد داد که با ما اثاثیه را جابجا کند.
💡 كان ينقل ما يسمعه من كالم النجوم يف البالتوه بتعبريات جادة
او آنچه را که از ستارهها میشنید، با قیافههای جدی روی صحنه منتقل میکرد.
💡 طلبتُ من العامل أن ينقل مایدات النظافة إلى الغرفة الخلفية.
از کارگر خواستم وسایل نظافت را به اتاق پشتی منتقل کند.
💡 يحتاج الصحفي إلى تغطيةٍ دقيقة للحدث حتى ينقل الصورة كاملة للجمهور.
یک خبرنگار باید پوشش دقیقی از رویداد ارائه دهد تا تصویر کاملی از آن را به عموم منتقل کند.
💡 استطاع الراوي أن ينقل المشاعر بدقة، فبدت القصة أكثر قربًا من الواقع.
راوی توانسته بود احساسات را به درستی منتقل کند، بنابراین داستان به واقعیت نزدیکتر به نظر میرسید.
💡 طلب المدير من السكرتير أن ينقل الملفات إلى املکتب إیل بسرعة.
مدیر از منشی خواست که پروندهها را سریع به دفتر منتقل کند.