يفرغ

🌐 خالی

«يفرغ» از ریشه «فرغ» است و به معنای «خالی می‌کند»، «فارغ می‌سازد»، یا «تمام می‌کند و از کاری فراغت می‌یابد» است. بسته به متن، هم می‌تواند به خالی کردن ظرف یا مکان اشاره کند و هم به پایان دادن به کار.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خالی

📌 تخلیه

📌 بیرون ریختن

📌 دریچه

📌 باطل

جمله سازی با يفرغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 العامل يفرغ الصناديق من الشاحنة عند باب المستودع.

کارگر جعبه‌ها را از کامیون در درب انبار تخلیه می‌کند.

💡 بعد انتهاء الرحلة يفرغ المسافر حقيبته ويُرتب أغراضه.

پس از پایان سفر، مسافر چمدان خود را باز می‌کند و وسایلش را مرتب می‌کند.

💡 يحتاج السائق إلى مكان آمن كي يفرغ الحمولة بسرعة.

راننده به مکانی امن برای تخلیه سریع بار نیاز دارد.

💡 ‬بعد أن يفرغ وينهض إلى‬ ‫الح َّمام كثيرا ما كانت تستدعيه‪

بعد از اینکه کارش تمام می‌شد و به دستشویی می‌رفت، زن اغلب او را صدا می‌زد.

💡 عندما يفرغ من حديثه، وينهي القائد كلمته برسالة واضحة ومؤثرة.

وقتی صحبتش تمام می‌شود، رهبر سخنرانی‌اش را با پیامی روشن و تأثیرگذار به پایان می‌رساند.

💡 كان حوض الغسل ممتلئًا بالماء، لذلك انتظرنا قليلًا حتى يفرغ من الاستخدام.

دستشویی پر از آب بود، بنابراین کمی صبر کردیم تا کاملاً خالی شود.

💡 ‬صار يفرغ الصندوق‬ ‫ويحمل النقود كلها إلى الكوو مساء كل جمعة‪

او هر جمعه عصر جعبه را خالی می‌کرد و تمام پول‌ها را به دفتر می‌برد.

کلمات مرتبط