يفتقد

🌐 دلش تنگ شده.

از ریشه «ف ق د» به معنای «سراغ کسی یا چیزی را می‌گیرد»، «جای خالی‌اش را می‌بیند» یا «او را نمی‌یابد و دلتنگِ فقدانش می‌شود» است. در کاربرد رایج، هم معنای «مفقود بودن» دارد و هم «احوال‌پرسی و جست‌وجوی کسی را کردن».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 از دست دادن

📌 فقدان

جمله سازی با يفتقد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فاجأته بطالة التقاعد؛ فقد كان يفتقد الزحام في عمله القديم.

بیکاری دوران بازنشستگی او را غافلگیر کرد؛ دلش برای شلوغی و جنب و جوش شغل قدیمی‌اش تنگ شد.

💡 في بعض المباريات، قد لااُلاحظ أن الفريق لاعا حين يفتقد التركيز والانسجام.

در بعضی مسابقات، وقتی تیم تمرکز و هماهنگی ندارد، ممکن است متوجه نشوم که خوب بازی می‌کند.

💡 في الغربة، يفتقد الناس أحيانًا صوت العائلة ورائحة البيت الدافئة.

در غربت، آدم‌ها گاهی دلتنگ صدای خانواده و بوی گرم خانه می‌شوند.

💡 لم يفتقد أحد وجودها بصراحة ماذا عساي أن أقول؟.

راستش را بخواهید، هیچ‌کس دلش برای حضورش تنگ نمی‌شد. چه بگویم؟

💡 كل فريق ناجح يفتقد روح التعاون إذا غاب التواصل بين أفراده.

هر تیم موفقی اگر ارتباط بین اعضایش وجود نداشته باشد، فاقد روحیه همکاری است.

💡 ينطفی الحماس سريعاً عندما يفتقد الإنسان الهدف الواضح والدعم المستمر.

وقتی فرد هدف مشخص و حمایت مداوم نداشته باشد، شور و شوق به سرعت از بین می‌رود.

کلمات مرتبط