يعتاد

🌐 عادت کردن به

یعنی «عادت می‌کند» یا «خو می‌گیرد». برای بیان این به‌کار می‌رود که کسی به چیزی انس می‌گیرد و آن را به‌صورت عادت انجام می‌دهد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 عادت کردن

📌 عادت کردن به

📌 عادت ایجاد کردن

📌 عادت دادن

📌 عادت دارند.

جمله سازی با يعتاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يظل القلب هادئًا حين يعتاد الإنسان على الصبر ويبتعد عن التوتر اليومي.

دل وقتی آرام می‌ماند که انسان به صبر عادت کند و از استرس‌های روزمره دور بماند.

💡 يجد المسافر في المدينة الجديدة صعوبةً في البداية ثم يعتاد بسرعة.

مسافران در ابتدا شهر جدید را دشوار می‌یابند، اما سپس به سرعت به آن عادت می‌کنند.

💡 قد يظهر العجز المکتسب عندما يعتاد الشخص الفشل المتكرر فيتوقف عن المحاولة.

درماندگی آموخته‌شده ممکن است زمانی ظاهر شود که فرد به شکست‌های مکرر عادت می‌کند و تلاش را متوقف می‌کند.

💡 ‬لكنه مرة بعد أخرى‬ ‫اعتادها كما يعتاد اإلنسان أي شيء‪

اما هر از گاهی به آن عادت می‌کرد، درست همانطور که آدم به هر چیزی عادت می‌کند.

💡 حذر الأب ابنه قائلاً: من يعتاد أن اسرق، يفقد ثقة الناس به.

پدر به پسرش هشدار داد و گفت: هر که به دزدی عادت کند، اعتماد مردم را از دست می دهد.

💡 لا يعتاد بعض الناس بالبرد القارس إلا إذا شربوا شيئًا دافئًا قبل الخروج.

بعضی از افراد به سرمای شدید عادت نمی‌کنند، مگر اینکه قبل از بیرون رفتن چیزی گرم بنوشند.

💡 يحتاج میلیک إلى مزيد من الوقت حتى يعتاد على المكان الجديد.

میلیک برای عادت کردن به مکان جدید به زمان بیشتری نیاز دارد.

کلمات مرتبط