يستنشق

🌐 استنشاق کردن

این فعل به معنی «بوی چیزی را به درون می‌کشد» یا «استنشاق می‌کند» است. اصل آن به معنای کشیدن هوا از راه بینی است، و در زبان فارسی به «نَفَس کشیدن از بینی» یا «استنشاق کردن» ترجمه می‌شود. گاهی نیز برای بوییدنِ عطر یا هوا به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 استنشاق کردن

📌 بو کشیدن

📌 نفس کشیدن

📌 دمیده شده

📌 خرناس می‌کشد

جمله سازی با يستنشق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في الواقع، يستنشق الانسان الهواء ويخرجه عن طريق الرئتين.

در واقع، انسان هوا را استنشاق می‌کند و از طریق ریه‌ها آن را بیرون می‌دهد.

💡 توقف الكلب فجأة، يستنشق الهواء بحثًا عن أي علامات خطر.

سگ ناگهان ایستاد و هوا را برای یافتن هرگونه نشانه‌ای از خطر بو کشید.

💡 جلس العليل قرب النافذة يستنشق الهواء البارد على أمل أن يتحسن سريعًا.

مرد بیمار نزدیک پنجره نشسته بود و هوای خنک را استنشاق می‌کرد به این امید که هر چه زودتر حالش بهتر شود.

💡 ‬وإذا‬ ‫وقف في حافة الوادي وىو يستنشق الهواء ويلقى بعينيو على سطح المياه الصافية التي‬ ‫فصلها بعينو تفصيبل‪

و اگر در لبه دره می‌ایستاد، هوا را استنشاق می‌کرد و چشمانش را به سطح زلال آب می‌دوخت، که با چشمان خود جزئیات آن را تشخیص می‌داد

💡 ارتدى العامل قناعاً واقياً كي لا يستنشق والغبار في الورشة.

کارگر ماسک محافظ زده بود تا گرد و غبار موجود در کارگاه را استنشاق نکند.

💡 في الحديقة، يستنشق الأطفال رائحة الزهور بعد هطول المطر.

در باغ، بچه‌ها بوی گل‌های بعد از باران را استشمام می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران