يخفّ

🌐 کم می‌کند.

یعنی «سبک می‌شود، کاهش می‌یابد، کم می‌شود». این فعل برای کم شدن وزن، شدت، مقدار یا فشار به کار می‌رود. مثلاً «يخفّ الألم» یعنی «درد کمتر می‌شود». در فارسی، «سبک شدن» یا «کاهش یافتن».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 هیچ رازی نگفت

📌 فروکش کردن

📌 سهولت

📌 آسوده خاطر

جمله سازی با يخفّ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طلب الطبيب أَشْرَح أن الألم قد يخفّ مع الراحة والدواء المناسب.

پزشک از من خواست توضیح دهم که درد ممکن است با استراحت و مصرف داروهای مناسب کاهش یابد.

💡 في يومٍ شديد الحرارة، فيظللن النساء تحت الأشجار قرب الحديقة العامة حتى يخفّ التعب.

در یک روز بسیار گرم، زنان زیر درختان نزدیک پارک عمومی می‌نشستند تا خستگی‌شان فروکش کند.

💡 قال الطبيب إن الألم أَشَدُّ كان بعد الحركة الطويلة ثم بدأ يخفّ تدريجياً.

دکتر گفت درد بعد از حرکت طولانی شدید بود، سپس به تدریج شروع به فروکش کرد.

💡 نتيجة لهذا العلاج، قد يخفّ التعرّق المفرط المرتبط بالتوتّر.

در نتیجه این درمان، تعریق بیش از حد مرتبط با استرس ممکن است کاهش یابد.

💡 أحبُّ السيرَ في السَّدَفِ حين يخفّ الضوءُ، لأنّ الهدوءَ يصبحُ أعمقَ والهواءُ ألطفَ.

من عاشق قدم زدن در تاریکی هستم وقتی که نور کم است، چون آرامش عمیق‌تر می‌شود و هوا ملایم‌تر.

💡 لاحظت الأسرة أن مرضها بدأ يخفّ بعد أسابيع من العلاج المنتظم والمتابعة الدقيقة.

خانواده متوجه شدند که بیماری او پس از هفته‌ها درمان منظم و مراقبت دقیق، رو به بهبود است.

کلمات مرتبط