يحلب

🌐 شیردوشی

این فعل از ریشهٔ «حلب» است و یعنی «شیر می‌دوشد». در اصل به عمل گرفتن شیر از حیوانات (مثل گاو و گوسفند) اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شیر

📌 از خون بگیرید

📌 لاکتات

جمله سازی با يحلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 العامل يحلب الناقة بعناية حتى لا يؤذيها.

کارگر با دقت شیر شتر را می‌دوشد تا به آن آسیبی نرسد.

💡 الفلاح يحلب الحليب من الماعز في الصباح الباكر.

کشاورز صبح زود بزها را می‌دوشد.

💡 جعل ابني المراهق يقوم بالأعمال المنزلية هو كمن يحاول أن يحلب الصخر.

مجبور کردن پسر نوجوانم به انجام کارهای خانه مثل این است که بخواهم از سنگ شیر بدوشم.

💡 في المزرعة، يساعد الطفل والده عندما يحلب الأبقار.

در مزرعه، کودک به پدرش هنگام دوشیدن گاوها کمک می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران