يحط

🌐 زمین

این فعل به معنی «گذاشتن، پایین آوردن، قرار دادن، یا فرود آوردن» است. مثلاً می‌تواند برای گذاشتن چیزی روی زمین، پایین آوردن بار، یا نشاندن چیزی در جایی به کار رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تنزل می‌دهد

📌 تنزل دادن

📌 زمین‌ها

📌 تحقیر کردن

📌 خوار کردن

جمله سازی با يحط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يرفرف الحمام فوق الساحة قبل أن يحط على السطح.

کبوترها قبل از فرود آمدن روی پشت بام، بالای حیاط بال می‌زنند.

💡 السائق يحط الحقائب في الصندوق الخلفي قبل الانطلاق إلى السفر.

راننده قبل از شروع سفر، چمدان‌ها را در صندوق عقب قرار می‌دهد.

💡 ‬لربما ارتكبناها ولم نوقن‬ ‫ولربما أيقنا ولم نعترف أو أننا ببساطة ننكر كل ما يحط من قدرنا‬ ‫أمامنا‪.

شاید ما بدون اینکه متوجه باشیم مرتکب آن شده‌ایم، یا شاید متوجه آن شده‌ایم اما به آن اعتراف نکرده‌ایم، یا به سادگی هر چیزی را که از ارزش ما در نظرمان می‌کاهد، انکار می‌کنیم.

💡 العامل يحط الصناديق قرب الباب لتسهيل عملية التوزيع.

کارگر جعبه‌ها را نزدیک در قرار می‌دهد تا فرآیند توزیع را تسهیل کند.

💡 راقب الطفل االطير وهو يحط على غصن الشجرة.

کودک پرنده را تماشا می‌کرد که روی شاخه درخت فرود آمد.

💡 الطائر يحط على الشجرة بعد رحلة طويلة في الهواء.

پرنده پس از پروازی طولانی در هوا، روی درخت فرود می‌آید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران