يحشو

🌐 چیزها

فعل مضارع از ریشه «حشو» به معنای «پر می‌کند، می‌انبازد، پر کردن چیزی با چیزی» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 چاشنی زدن

📌 کرام

📌 بار

جمله سازی با يحشو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الطاهي يحشو الدجاج بالأرز والأعشاب قبل وضعه في الفرن.

سرآشپز قبل از قرار دادن مرغ در فر، آن را با برنج و سبزیجات پر می‌کند.

💡 أحياناً يحشو بعض الناس حقائبهم بأشياء لا يحتاجون إليها.

گاهی اوقات افراد کیف‌های خود را با چیزهایی که نیازی به آنها ندارند پر می‌کنند.

💡 النجّار يحشو الفجوات الصغيرة في الخشب بمعجون خاص قبل الطلاء.

نجار قبل از رنگ‌آمیزی، شکاف‌های کوچک چوب را با خمیر مخصوص پر می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران