اضاف
🌐 او افزود
این شکل احتمالاً به «أضاف» نزدیک است. «أضاف» یعنی افزود، اضافه کرد، به چیزی چیزی افزود؛ و در کاربرد دیگر میتواند به معنای «مهمان کرد» یا «پذیرایی کرد» هم باشد، بسته به جمله.
فعل (verb)
📌 اضافه کردن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 شامل
جمله سازی با اضاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظهرت ييذا في النسخة القديمة من المخطوط، ولذلك أضاف المحقق ملاحظة أسفل الصفحة.
ییدا در نسخه قدیمی نسخه خطی ظاهر شده بود، و بنابراین محقق یادداشتی را در پایین صفحه اضافه کرد.
💡 كتب الباحث في المسودة: ببن، ثم أضاف ب في السطر التالي لتصحيح الترتيب.
محقق در پیشنویس نوشته بود: ب-ن، سپس در سطر بعدی ب را اضافه کرده تا ترتیب را اصلاح کند.
💡 كتبها بسرعة ثم أضاف يومص في الهامش.
او آن را سریع نوشت و سپس یک «یَم» در حاشیه اضافه کرد.
💡 كانت الخطة کاملة بعد أن أضاف الفريق كل التفاصيل الضرورية.
این طرح پس از آنکه تیم تمام جزئیات لازم را اضافه کرد، کامل شد.