يبلع

🌐 پرستو

یعنی «می‌بلعد، فرو می‌برد، قورت می‌دهد»؛ از ریشهٔ بلع است و هم در معنای واقعیِ قورت دادن غذا و هم به‌صورت مجازی برای پذیرفتن یا در خود فرو بردن چیزی به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پرستو

📌 همه بلعیده شده

جمله سازی با يبلع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بإمكان الطفل الرضيع أن يبلع ويتنفس بالوقت ذاته حتى عمر السبع أشهر.

نوزاد تا هفت ماهگی می‌تواند همزمان عمل بلع و تنفس را انجام دهد.

💡 في بعض الحالات، يبلع البحرُ أحجارًا صغيرةً مع الموج القوي.

در برخی موارد، دریا با امواج قوی، سنگ‌های کوچک را می‌بلعد.

💡 المريض يبلع الدواء بصعوبة لأنه كبير الحجم ومذاقه مرّ.

بیمار به دلیل بزرگ بودن و طعم تلخ دارو، در بلعیدن آن مشکل دارد.

💡 عندما تم ضبطه يغش، اضطر أن يبلع المر ويعتذر للفصل بأكمله.

وقتی موقع تقلب گیر افتاد، مجبور شد غرورش را کنار بگذارد و از تمام کلاس عذرخواهی کند.

💡 إنه كبير لدرجة أنه يمكنه أن يبلع ديناصوراً صغيراً بالكامل.

آنقدر بزرگ است که می‌تواند یک دایناسور کوچک را به طور کامل ببلعد.

💡 الطفل يبلع قطعة الحلوى بسرعة قبل أن يلاحظها أخوه.

کودک قبل از اینکه برادرش متوجه شود، تکه شیرینی را به سرعت قورت می‌دهد.

کلمات مرتبط