ووصف
🌐 توضیحات
وجه وصفی (participle)
📌 اصطلاح شده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 توصیف شده
📌 نامیده می شود
جمله سازی با ووصف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الحضور في العدم هو االنسالخ من كل تعريف ووصف وطاقة عينية.
حضور در نیستی، رهایی از تمام تعاریف، توصیفات و انرژیهای ملموس است.
💡 بعد إعالن البيان بانطباق شروط اآللهة عليها من وحسن ونضارة؛ وسمت ووصف ووضاءة.
پس از بیان این جمله، اعلام شد که شرایط خدایان از نظر زیبایی و طراوت، و وقار، وصف و درخشندگی در مورد او صدق میکند.
💡 فحص الطبيب عَضّة الحشرة ووصف لها دواءً مناسباً.
پزشک محل گزش حشره را معاینه کرد و داروی مناسب را تجویز نمود.
💡 بساطة قصة علاء الأسواني وتركيزه علي خلق ووصف الشخصيات بنمط سينمائي جدا يجعل الرواية أكثر قابلية للقراءة بالنسبة للطلاب.
سادگی داستان علاء الاسوانی و تمرکز او بر خلق و توصیف شخصیتها به سبکی سینمایی، این رمان را برای دانشآموزان خواندنیتر میکند.