ونمت

🌐 و من بزرگ شدم

یعنی «و می‌میریم» یا «و می‌خوابیم»؛ ولی در کاربرد رایج عربی، نزدیک‌ترین معنا از ریشه «موت» یا «نوم» بسته به صورت دقیق کلمه است. اگر منظور «نَموت» باشد، یعنی «می‌میریم».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و رشد کرد

📌 و رشد کرده است

📌 و رشد یافته

📌 و خوابید

📌 و رشد کرده اند

📌 و خوابش برد

جمله سازی با ونمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في القطارِ، ونمت قليلًا حتى وصلتُ إلى المدينةِ التاليةِ.

توی قطار، کمی خوابیدم تا به شهر بعدی رسیدم.

💡 بعد التعب، وضعت يدي على الوسادة ونمت فورًا.

بعد از اینکه احساس خستگی کردم، دستم را روی بالش گذاشتم و فوراً به خواب رفتم.

💡 ‬تفقدته في غرفته‬ ‫ً‬ ‫قبلته بهدوء كان نائما ثم أخذت حمام املساء ونمت بعمق شديد‬ ‫حتى الثانية عشرة في اليوم التالي‪.

در اتاقش به او سر زدم، به آرامی بوسیدمش، خواب بود، بعد عصر حمام کردم و تا ساعت دوازده روز بعد خیلی عمیق خوابیدم.

💡 بعدَ يومٍ طويلٍ من العملِ، ونمت مبكرًا لأنني كنتُ متعبًا جدًا.

بعد از یک روز کاری طولانی، چون خیلی خسته بودم، زود خوابیدم.

💡 ‬انهمكت‬ ‫َّ‬ ‫في حل مسائل الرياضة حتى أذن الفجر فصليت ونمت‪

تا سپیده دم غرق در حل مسائل ریاضی بودم، سپس نماز خواندم و خوابیدم.

💡 ومع ذلك، كانت قارئة جيدة، ونمت حبها للادب.

با این حال، او خواننده‌ی خوبی بود و عشقش به ادبیات روز به روز بیشتر می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران