وفقر

🌐 فقر

«فقر» به معنای تهیدستی، ناداری، کمبود مالی، یا نیازمندی است. این واژه در عربی و فارسی بسیار رایج است و برای توصیف وضع کسی یا جامعه‌ای به کار می‌رود که از نظر اقتصادی در تنگناست. گاهی «فقر» به‌صورت استعاری هم می‌آید، مثل فقرِ دانش یا فقرِ منابع، یعنی کمبود در یک زمینه.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و فقر

📌 و فقیر

جمله سازی با وفقر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لم يستطع الرجل أن يفتح مشروعه بسبب وفقر الإمكانات.

این مرد به دلیل کمبود منابع نتوانست کسب و کار خود را راه اندازی کند.

💡 ‬كانت أيّام كونين في القرن العشرين كلّها مرارة وفقر‪

روزگار کونین در قرن بیستم، سراسر تلخی و فقر بود.

💡 ينتج عن نقص التدريب قلة في الإنتاجية وفقدان العملاء وفقر العلاقات بين الموظفين والمديرين.

کمبود آموزش منجر به بهره‌وری پایین، از دست دادن مشتریان و روابط ضعیف بین کارمندان و مدیران می‌شود.

💡 تسبب وفقر الموارد في تأخر تنفيذ الخطة الحكومية.

کمبود منابع باعث تأخیر در اجرای طرح دولت شد.

💡 يعاني بعض الأطفال في الريف من وفقر شديد وصعوبة في التعليم.

برخی از کودکان در مناطق روستایی از فقر شدید و مشکلات تحصیلی رنج می‌برند.

💡 فعلى المستوى الفردي، فإدراك وتفحص حالة المرء في المجتمعات غي المتعادلة تؤدي إلى التوتر وفقر الصحة.

در سطح فردی، شناخت و بررسی وضعیت خود در جوامع نامتعادل منجر به استرس و ضعف سلامت می شود.

کلمات مرتبط