وفاتها

🌐 مرگ او

«وفاتها» یعنی «درگذشتِ او» با ضمیر مؤنث، یا «مرگِ او» برای یک زن. این واژه از «وفاة» + «ها» تشکیل شده و در متون عربی برای اشاره به وفات یک زن یا یک موجود مؤنث به‌کار می‌رود. در فارسی می‌توان آن را «وفات او» یا «درگذشت او» ترجمه کرد.

اسم (noun)

📌 مرگ او

قید (adverb)

📌 پس از مرگ

صفت (adjective)

📌 پس از مرگ

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او درگذشت

جمله سازی با وفاتها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قوبل نشر كتابها الأخير بعد وفاتها بإشادة كبيرة من النقاد.

انتشار آخرین کتاب او پس از مرگش با تحسین فراوان منتقدان روبرو شد.

💡 تم تشييع وفاتها في جوٍّ من الحزن والدعاء.

درگذشت او در فضایی از غم و اندوه و دعا به سوگ نشست.

💡 كان خبر وفاتها المفاجئ تجربة مدمرة للجميع.

خبر درگذشت ناگهانی او برای همه یک تجربه غم‌انگیز بود.

💡 تأثرت العائلة كثيرًا عند سماع خبر وفاتها المفاجئ.

خانواده با شنیدن خبر فوت ناگهانی او عمیقاً متأثر شدند.

💡 ‬في اليوم الذي قررت‬ ‫فيه العتراف لها بحبي وطلب يدها وصلني خبر وفاتها‪

روزی که تصمیم گرفتم عشقم را به او اعتراف کنم و از او خواستگاری کنم، خبر مرگش را دریافت کردم.

💡 ‬لكن قبل وفاتها أصبحت نحيفة الخصر بسبب‬ ‫امتناعها عن الطعام‬ ‫ مهال؟

اما قبل از مرگش، به دلیل امتناع از غذا خوردن، کمرش بسیار لاغر شد. مشکل او چیست؟

کلمات مرتبط