وعمه

🌐 و عمویش

«وَعَمَّه» از «عمّ» می‌آید و می‌تواند به‌معنای «و عموی او» یا «و او را فرا گرفت» باشد، چون «عمّ» هم اسمِ «عمو» و هم فعلِ «فراگرفتن / گستردن» دارد. اگر با ضمیر «ـه» به‌صورت اسمی بیاید، غالباً «عموی او» معنا می‌دهد. اما در صورت فعلی، ممکن است معنای «او را فرا گرفت» یا «شامل شد» داشته باشد. پس این واژه کاملاً وابسته به سیاق است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و عمو

📌 و عمویش

📌 و عمه

📌 و عموها

جمله سازی با وعمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان وعمه معروفًا بالحكمة والكرم، لذلك يحبه الجيران ويحترمونه كثيرًا.

او و عمویش به خاطر خرد و سخاوتشان شناخته شده بودند، بنابراین همسایه‌ها او را بسیار دوست داشتند و به او احترام زیادی می‌گذاشتند.

💡 كان كل من أجداده وعمه من زعماء القبائل، وتربى في واحدة من الأسر الأرستقراطية في غانا.

پدربزرگ و عمویش هر دو از رؤسای قبایل بودند و او در یکی از خانواده‌های اشرافی غنا بزرگ شد.

💡 كان والده محامياً وعمه طبيباً، وكان العديد من أفراد أسرته من حملة الدرجات المهنية.

پدرش وکیل و عمویش پزشک بود و بسیاری از اعضای خانواده‌اش دارای مدارک حرفه‌ای بودند.

💡 زار الطفل وعمه في العطلة، وقضيا وقتًا جميلًا في الحديقة العامة.

کودک و عمویش در طول تعطیلات به دیدن ما آمدند و در پارک عمومی اوقات خوشی را سپری کردند.

💡 تحدثتُ مع وعمه عن أحوال العائلة، ثم شربنا الشاي بعد الزيارة.

من با عمویش در مورد وضعیت خانواده صحبت کردم و بعد از ملاقات، چای نوشیدیم.

💡 انه قال ان جين اطلق النار على كلا من امه وعمه بإستخدام نوعين مختلفين من الاسلحة

او گفت که جین با استفاده از دو نوع سلاح مختلف به مادر و عمویش شلیک کرده است.

کلمات مرتبط