وعادة
🌐 معمولاً
قید (adverb)
📌 معمولاً
📌 به طور معمول
📌 به طور سنتی
صفت / قید (adjective / adverb)
📌 اغلب
جمله سازی با وعادة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أصبحت وعادة شرب القهوة صباحًا جزءًا أساسيًا من روتين كثيرٍ من الموظفين.
نوشیدن قهوه صبحگاهی برای بسیاری از کارمندان به بخش ضروری از برنامهی روزانهشان تبدیل شده است.
💡 يرى الطبيب أن وعادة المشي اليومي تفيد القلب وتساعد على تحسين المزاج العام.
این پزشک معتقد است که عادت پیادهروی روزانه برای قلب مفید است و به بهبود خلق و خوی کلی کمک میکند.
💡 وعادة ما يجتمع بعض عنارص املقاومة يف الطابق الثاين بعد أغالق املحل مسا ًء.
بعضی از عناصر مقاومت معمولاً بعد از بسته شدن مغازه در عصر، در طبقه دوم جمع میشوند.
💡 شخص ما أصاب بواسطة هذا النوع من الإنزعاج النوعي وعادة الشروط الأخري.
شخصی به این نوع ناراحتی خاص و معمولاً به بیماریهای دیگر مبتلا بوده است.
💡 وعادة تنطلق من األفواه هكذا بكل البساطة وللتفاخر من أكثر المعلمين وأصحاب الورش ومالكي المتاجر ومحالت بيع األكل والمشروبات إن لم يكن جميعهم.
و معمولاً به این شکل ساده و برای فخرفروشی از دهان اکثر معلمان، صاحبان کارگاهها، مغازهداران و فروشگاههای مواد غذایی و آشامیدنی، اگر نگوییم همه آنها، بیرون میآید.
💡 وعادة مايكون السبيل اىل الوصول اىل ذكل مدججا ابلعقبات
مسیر رسیدن به آن معمولاً مملو از موانع است.