اشد

🌐 شدیدترین

«أشدّ» به معنای «شدیدتر، سخت‌تر، نیرومندتر، محکم‌تر» است و صیغه تفضیل از ریشه «شدّ» می‌باشد. این واژه بسیار رایج است و برای بیان شدت، قدرت، سختی یا حدّ بالاترِ یک ویژگی به کار می‌رود؛ مثلاً «عذاب أشد» یعنی عذاب شدیدتر.

صفت (adjective)

📌 شدیدتر

📌 شدیدترین

📌 سخت تر

📌 بزرگتر

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 بزرگترین

📌 سفت تر

📌 تیزتر

جمله سازی با اشد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عانيتُ من اشد التعبِ بعدَ صعودِ الجبلِ لمسافةٍ طويلةٍ جدًا.

بعد از کوهنوردی طولانی مدت، از خستگی مفرط رنج می‌بردم.

💡 كان البرد اشد هذا العام مقارنة بالسنوات السابقة.

سرمای امسال نسبت به سال‌های گذشته شدیدتر بود.

💡 في الأزماتِ، يُظهرُ الناس اشد حاجةً إلى من يسمعُهم ويفهمُ مخاوفَهم.

در مواقع بحرانی، مردم نیاز بیشتری به کسی دارند که به حرف‌هایشان گوش دهد و نگرانی‌هایشان را درک کند.

💡 كانتِ المنافسةُ بينَ الفريقينِ قويةً، لكنَّ الناس اشد تشجيعًا للفريقِ المحليِّ.

رقابت بین دو تیم شدید بود، اما مردم از تیم محلی حمایت بیشتری می‌کردند.

💡 لاحظَ الباحثُ أنَّ الناس اشد اهتمامًا بالأخبارِ الاقتصاديةِ هذهِ الأيامِ.

این محقق خاطرنشان کرد که مردم این روزها بیشتر به اخبار اقتصادی علاقه دارند.

💡 احتاج الفريق إلى اشد درجات التركيز في المباراة النهائية.

تیم در بازی فینال به نهایت تمرکز نیاز داشت.

💡 ما اشد الحرارة اليوم في هذه المدينة الصحراوية.

چقدر امروز هوا در این شهر کویری گرم است.

💡 كان الزلزالُ من اشد الأحداثِ التي أثارتِ الخوفَ في المدينةِ خلالَ العامِ الماضي.

این زلزله یکی از ترسناک‌ترین وقایع این شهر در طول سال گذشته بود.

💡 هذا النوعُ من الضغطِ النفسيِّ من اشد ما يواجهُه الموظفُ في أوقاتِ الأزماتِ.

این نوع استرس روانی یکی از شدیدترین چالش‌هایی است که یک کارمند در مواقع بحرانی با آن مواجه می‌شود.

💡 شعرتُ بألم اشد عندما سمعت الخبر المفاجئ.

وقتی خبر شوکه کننده را شنیدم، درد بیشتری را احساس کردم.

کلمات مرتبط