شَفَا

🌐 آستانه

«شفا» یعنی «بهبودی، درمان، سلامت یافتن»؛ معمولاً درباره خوب‌شدن از بیماری یا برطرف‌شدن درد و رنج به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 آستانه

📌 پرتگاه

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آستانه

📌 لبه

جمله سازی با شَفَا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقف الطفل على شفا الرصيف ثم أمسكه والده بسرعة خوفًا عليه.

کودک روی لبه پیاده‌رو ایستاد، سپس پدرش از ترس او را سریع گرفت.

💡 ‬فماذا أقول و أان أُوقن أنه خطئي وحدي بكل مرة أقف هبا‬ ‫على شفا فقدانك يكون خطئي و بيدي!

چه می‌توانم بگویم وقتی مطمئنم هر بار که در آستانه‌ی از دست دادن تو قرار می‌گیرم، فقط و فقط تقصیر خودم است، تقصیر من است و همه چیز به دست خودم!

💡 ‬أنا جثة ّ‬ ‫ميت ملقاة على شفا أنهيار‬ ‫تنتظر الدفن سريعا.

من یک جسد هستم که در آستانه فروپاشی قرار دارد و منتظر است تا به سرعت دفن شود.

💡 ‫ْ‬ ‫كانت أول راٌة تزرع‬ ‫على شفا ِهك‬ ‫حمر شفاهً‬ ‫موقّعة بؤ ِ‬ ‫تثبت أنً كنت هنا‬ ‫ٌا من تختصر العالم فً عٌنٌك‬ ‫وبٌن ٌدٌك.

اولین پرچمی که بر لبانت کاشته شد، رژ لبی بود که با یک نقطه امضا شده بود و ثابت می کرد که من اینجا بودم، ای تو که دنیا در چشمانت و در دستانت خلاصه می شود.

کلمات مرتبط