وشج

🌐 و یک زخم

«وشج» از ریشه‌ای است که می‌تواند به معنای آمیختن، به‌هم‌پیوستن یا در هم تنیدن باشد، و در برخی کاربردها به درخت یا شاخه‌ای که در هم فرو رفته یا پیوند خورده اشاره می‌کند. این واژه حسِ اتصال، درآمیختگی و گره‌خوردن را منتقل می‌کند.

جمله سازی با وشج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رأيتُ وشج الضوءِ عبرَ الستائرِ البيضاءِ في غرفةِ الجلوسِ.

نور را دیدم که از میان پرده‌های سفید اتاق نشیمن به داخل می‌تابید.

💡 ازدادَ وشج الماءِ في النهرِ بعدَ هطولِ المطرِ طوالَ الليلِ.

سطح آب رودخانه پس از بارش باران در طول شب افزایش یافت.

💡 تحرّكَ وشج الأغصانِ معَ هبوبِ النسيمِ في الحديقةِ عندَ المساءِ.

شاخه‌ها عصرها با نسیم در باغ تکان می‌خوردند و خش‌خش می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران