اشبال
🌐 توله ها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 توله ها
📌 توله
📌 اشبال
📌 ایشبال
جمله سازی با اشبال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تعلّم اشبال الفريق السباحة مبكرًا استعدادًا للمنافسات القادمة.
جوانان تیم برای آمادگی جهت مسابقات پیش رو، شنا را زود یاد گرفتند.
💡 والد اشبال عموما لا تشارك في تنشئتهم.
پدر تولهها معمولاً در تربیت آنها مشارکت نمیکند.
💡 كنت في السحاب في حفل زواجي، وليس على الأرض على الإطلاق ، قال يئير اشبال للقناة العاشرة.
یائیر اشبال به کانال ۱۰ گفت: «من در عروسیام روی ابرها بودم، اصلاً روی زمین نبودم.»
💡 في الحديقة الوطنية، رأى الزوار اشبال الأسد تلعب بالقرب من أمها في أمان.
در پارک ملی، بازدیدکنندگان توله شیرهایی را دیدند که با خیال راحت در نزدیکی مادرشان بازی میکردند.
💡 يعتني الحارس بـ اشبال صغيرة تحتاج إلى الغذاء والدفء حتى تقوى.
نگهبان از تولههای کوچکی که برای قوی شدن به غذا و گرما نیاز دارند، مراقبت میکند.