وزع

🌐 توزیع

«وَزَعَ» در عربی به معنی «بازداشتن، مهار کردن، نظم دادن و پراکندگی را کنترل کردن» است. از همین ریشه، «وازع» نیز به معنای بازدارنده یا عاملِ کنترل‌کننده می‌آید؛ یعنی چیزی که انسان را از کار نادرست بازمی‌دارد یا گروهی را منظم نگه می‌دارد.

جمله سازی با وزع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في المخيم، وزع المتطوعون طعام ًا بسيطًا على العائلات المحتاجة.

در این اردوگاه، داوطلبان غذای ساده‌ای را بین خانواده‌های نیازمند توزیع کردند.

💡 في المشروعِ الجديد، تمّ وزع ُ الأدوارِ حسبَ خبرةِ كلِّ شخص.

در پروژه جدید، نقش‌ها بر اساس تجربه هر فرد توزیع شدند.

💡 يساعدُ وزع ُ المواردِ بشكلٍ عادلٍ على تحسينِ العملِ الجماعيّ.

توزیع عادلانه منابع به بهبود کار تیمی کمک می‌کند.

💡 شارك المتطوعون في الحملة، و بعضهم وزع الطعام على العائلات المحتاجة.

داوطلبان در این کمپین شرکت کردند و برخی از آنها غذا را بین خانواده‌های نیازمند توزیع کردند.

💡 قرّرَ المديرُ وزع َ المهامِّ بين الموظفين قبل بدء الاجتماع.

مدیر تصمیم گرفت قبل از شروع جلسه، وظایف را بین کارمندان تقسیم کند.

💡 في نهاية الموسم، وزع المزارعون خيرٰتِ الأرض بعد حصادٍ وفير.

در پایان فصل، کشاورزان پس از برداشت فراوان، حاصل زمین را بین خود تقسیم می‌کردند.

کلمات مرتبط