اسيوي
🌐 آسیایی
اسم (noun)
📌 یک آسیایی
📌 آسیا
صفت (adjective)
📌 آسیایی
📌 پان آسیایی
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 آسیایی
جمله سازی با اسيوي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اشتهرَ المنتجُ بلمسةٍ اسيوي واضحةٍ تجمعُ بينَ البساطةِ والدقةِ في التصميمِ.
این محصول به خاطر حس و حال آسیایی متمایزش، که ترکیبی از سادگی و دقت در طراحی است، شناخته شده است.
💡 تناولَ الضيوفُ طعامًا اسيوي الطابعِ في المطعمِ المطلِّ على النهرِ.
مهمانان در رستوران مشرف به رودخانه، غذای آسیایی خوردند.
💡 بالعمل الجاد والجهد المستمر، نسعى الى تحويل فريق اسيوي صغير الى لاعب عالمي.
با سختکوشی و تلاش مستمر، ما تلاش میکنیم تا یک تیم کوچک آسیایی را به یک بازیکن جهانی تبدیل کنیم.
💡 وتزامن الهجوم مع زيارة الرئيس الافغاني أشرف غني إلى اسلام اباد الاربعاء لحضور مؤتمر اسيوي يهدف الى تشجيع العلاقات الاقليمية.
این حمله همزمان با سفر روز چهارشنبه اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان به اسلام آباد برای شرکت در کنفرانس آسیایی با هدف ارتقای روابط منطقه ای رخ داد.
💡 شاركَ الطبيبُ في مؤتمرٍ اسيوي حولَ الأمراضِ المزمنةِ وطرقِ الوقايةِ منها.
این پزشک در یک کنفرانس آسیایی در مورد بیماریهای مزمن و راههای پیشگیری از آنها شرکت کرد.