وذح
🌐 و او کشت.
«وَذَح» واژهای بسیار نادر است و در فارسینویسیِ عربی ممکن است به صورتهای مختلفی بیاید. در برخی منابع، «وَذَحَ» به معنی «کندن، جدا کردن، یا سست و رها کردن» نزدیک دانسته شده، اما این صورت بهتنهایی رایج نیست. برای معنی دقیق، دیدنِ جمله و ضبط حرکات لازم است، چون احتمال ابهام یا اشتباه نوشتاری وجود دارد.
جمله سازی با وذح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وذح المسافرُ حقائبه قرب الباب استعدادًا للخروج إلى المطار.
مسافر چمدانهایش را نزدیک در گذاشت و آمادهی رفتن به فرودگاه شد.
💡 وذح العاملُ الأغراضَ الثقيلةَ على العربة ثم تابع عمله.
کارگر وسایل سنگین را روی گاری گذاشت و سپس به کارش ادامه داد.
💡 وذح الرجلُ كتبه في الزاوية قبل أن يبدأ بتنظيف الغرفة.
مرد قبل از اینکه شروع به تمیز کردن اتاق کند، کتابهایش را گوشهای گذاشت.