اجدح
🌐 دارم میسوزم.
این واژه نادر است و ممکن است به ریشهای نزدیک به «جَدْح» مربوط باشد. در برخی کاربردها میتواند به معنای «خراشیدن، زخمی کردن، کندن یا گرفتن چیزی با نوک / چنگال» باشد، اما برای آن معنای رایج و قطعیِ عمومی در عربی نمیتوان با اطمینان کامل بیان کرد.
جمله سازی با اجدح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تعلم الطفل كيف اجدح الماء من البئر بالدلو بحذر.
کودک یاد گرفت که چگونه با سطل و با دقت از چاه آب بکشد.
💡 حاول الرجل أن اجدح القارب بالمجداف نحو الضفة الأخرى.
مرد سعی کرد قایق را به سمت ساحل دیگر پارو بزند.
💡 في الحفلة الشعبية، كان الشباب اجدح الطبول بقوة وحماس.
در جشن مردمی، مردان جوان با قدرت و شور و شوق بر طبلها میکوبیدند.