وتصوير

🌐 و عکاسی

یعنی «و تصویر» یا «و عکاسی / نقاشی / ترسیم». تصوير هم به معنی «عکس»، «نقاشی»، «شکل دادن»، یا «تصویرسازی» است. بسته به متن، می‌تواند به عمل تصویر کردن یا خودِ تصویر اشاره داشته باشد.

اسم (noun)

📌 عکاسی

📌 تصویرسازی

📌 تجسم

فعل (verb)

📌 به تصویر کشیدن

📌 تصویر کردن

جمله سازی با وتصوير

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سمح المخرج وتصوير الحلقة داخل الموقع القديم بعد الحصول على الموافقة.

کارگردان پس از اخذ تأییدیه، اجازه فیلمبرداری این قسمت را در لوکیشن قدیمی داد.

💡 أصبح تلفون جوال ه أداة مهمة في عمله وتصوير مستنداته بسرعة.

تلفن همراه او به ابزاری مهم در کارش و در عکاسی سریع از اسنادش تبدیل شده است.

💡 بدأ الفريق وتصوير المشهد الأخير من الفيلم عند غروب الشمس.

گروه فیلمبرداری صحنه پایانی فیلم را همزمان با غروب آفتاب آغاز کرد.

💡 ‫مقابالت يف املوالت وتصوير ازدحام األسواق بسبب التنزيالت‪.

مصاحبه در مراکز خرید و فیلمبرداری از بازارهای شلوغ به دلیل فروش.

💡 تستخدم الصحافة وتصوير الأحداث لتوثيقها ونقلها إلى الناس بدقة.

روزنامه‌نگاری و عکاسی برای مستندسازی و انتقال دقیق رویدادها به عموم استفاده می‌شوند.

💡 يتيح تصميم الصحيفة الورقية الكبيرة مقالات واسعة وتصوير فوتوغرافي رائع.

طرح‌بندی روزنامه با فرمت بزرگ، امکان چاپ مقالات گسترده و عکس‌های خیره‌کننده را فراهم می‌کند.

کلمات مرتبط