اسفين

🌐 گوه

«اسفين» در برخی منابع به‌عنوان واژه‌ای مربوط به معرّب یا نامی برای یک چیز خاص آمده و بسته به فرهنگ‌ها و متون، می‌تواند به معنای نوعی ابزار، قطعه یا اسم خاص باشد. این واژه در عربی رایجِ امروز چندان پرکاربرد نیست و بیشتر در متون لغوی و قدیمی دیده می‌شود. برای معنی دقیق، باید به منبع و جمله‌ای که در آن آمده توجه کرد.

اسم (noun)

📌 گوه

📌 چوک

جمله سازی با اسفين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لكن من كان، وضع اسفين في الباب.

اما هر کسی که بوده، یه مانع جلوی در گذاشته.

💡 ‬اسفين‬ ‫على االزعاج بس فى شغل مهم منى هى الى مسكاه‬ ‫والزم تعمله حاال‪.

ببخشید که مزاحم شدم، اما کار مهمی هست که باید فوراً انجامش بدم.

💡 خلق هذا العالم القاسي اسفين بين لي ولكم و، ممزقة بيننا.

این دنیای بی‌رحم بین من و تو فاصله انداخته و ما را از هم جدا کرده است.

💡 احتاج الفريق إلى اسفين خشبي لتثبيت العجلة قبل مواصلة التصليح.

تیم قبل از ادامه تعمیر، به یک گوه چوبی برای محکم کردن چرخ نیاز داشت.

کلمات مرتبط