اسفل

🌐 کمترین

«اسفل» به‌معنای پایین‌تر، زیرتر یا در مرتبه‌ای پست‌تر است. این واژه مقابل «اعلی» قرار می‌گیرد و هم در معنای مکانی و هم در معنای رتبه‌ای و منزلتی به‌کار می‌رود. مثلاً «الاسفل» می‌تواند به قسمت پایین یک چیز یا به کسی که در مرتبه پایین‌تری است اشاره داشته باشد.

اسم (noun)

📌 قسمت زیرین

قید (adverb)

📌 زیر

صفت (adjective)

📌 پایین

📌 پایین‌تر

قید / حرف اضافه (adverb / preposition)

📌 زیر

دیکشنری عربی به فارسی

📌 زیر

جمله سازی با اسفل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضعتُ الصندوق اسفل الطاولة حتى لا يعيق حركة الأشخاص في الغرفة.

جعبه را زیر میز گذاشتم تا مانع رفت و آمد افراد در اتاق نشود.

💡 أخر شيئ اتذكره كنا في الكهف اسفل بيت المنارة.

آخرین چیزی که به یاد دارم این است که ما در غاری در پایین فانوس دریایی بودیم.

💡 كتبوا الملاحظة اسفل الصفحة لتكون واضحةً لكل من يقرأ التقرير.

آنها یادداشت را در پایین صفحه نوشتند تا برای همه کسانی که گزارش را می‌خوانند، واضح باشد.

💡 توجد الحقيبة اسفل السرير منذ أمس لأننا لم نجد لها مكانًا مناسبًا.

کیف از دیروز زیر تخت است چون جای مناسبی برایش پیدا نکردیم.

💡 تمكنا من إرجاع تدفق الدم إلى اسفل ساقها.

ما توانستیم جریان خون را به ساق پای او بازگردانیم.

💡 حبيبي احضر البيجامه الزرقاء من اسفل الحقيبة.

عشق من، لباس خواب آبی را از ته کیف بردار.

کلمات مرتبط